۱۳۸۸ بهمن ۱, پنجشنبه

خواسته ها

من
دنبال یک رابطه ی جدی بودم
براش زحمت کشیدم
براش وقت گذاشتم
براش فکر کردم
براش خندیدم
براش غصه خوردم
براش گریه کردم

اما تو
دنبال یکی بودی که
وقتی بی کاری
وقتی حوصله ات سر رفته
بشینی باهاش حرف بزنی
باهاش چرت و پرت بگی و بخندی
و هر وقت دیگه حوصله اش رو نداشتی
هر چی از دهنت در بیاد بهش بگی
و اون رو از خودت برونی

نه من به درد تو می خورم
نه تو به درد من می خوری

تو باید بری با همون دو تا
هر وقت خواستی بری پیششون
هر وقت خواستی باهاشون چت کنی
هر وقت هم نخواستی فراموششون کنی

من و تو به درد هم نمی خوریم
دوست دارم خودم باشم و خودم
و درد دل کنم
با شب و تنهایی

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر